قبیلهای که نمی تواند از شکست سیاست تحریم درس بگیرد! |
در شماره 63 شهریور ماه 1376، یعنی اندک زمانی پس از انتخابات دوم خرداد 76 که در آن محمد خاتمی به پیروزی رسید، در نقد سخنان آقایان مصطفی مدنی، علی اصغر حاج سید جوادی، علی کشتگر، بابک امیر خسروی، سهراب مبشری، جمشید طاهری پور و ... که آن انتخابات را تحریم کرده بودند و پس از آن کاسه "چگونه توجیه کنیم؟" را بدست گرفته و مفسر دوم خرداد شده بودند! راه توده نکاتی را مطرح کرد که امروز نیز، پس از انتخابات 92 باید آن را یکبار دیگر تکرار کرد. البته بر لیست افراد یاد شده در بالا اعلامیه "تحریم انقلابی انتخابات 2 خرداد" منتشره در نشریه نامه مردم را هم باید افزود که عینا در همین انتخابات 92 نیز تکرار شد. مواضع و اعلامیه هائی که هیچ سنخیتی با حزب توده ایران ندارد، گرچه در ارگان غصب شده حزب منتشر میشود.
می توانید سئوال کنید که، چه نیازی به یادآوری این سخنان و نوشتههای گذشته است؟ پاسخ ما چنین است: ما امیدواریم با این یادآوری ها، بتوان آن اح ساس مسئولیتی را برانگیخت که بموجب آن، افراد و سازمانهای تحریمی، بدانند فردا پاسخگوی مواضع امروز خود خواهند بود. ما دراین زمینه هیچ مماشاتی را جایز نمیدانیم و به همین دلیل در سرمقاله شماره 410 راه توده، قاطعانه با مواضع تحریمی شورای همآهنگی جنبش سبز در خارج از کشور که رهبری آن را آقای امیرارجمند بر عهده دارد و یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه خارج کشور که آقای علی مزروعی رهبری آن را برعهده دارد مخالفت کردیم. در سرمقاله همان شماره راه توده نوشتیم که این نوع مواضع متاثر از آبی است که در مهاجرت زیر پوست آقایان دویده است. شرکت 72 و به قولی 75 درصدی ایرانیهای دارای حق رای در انتخابات ریاست جمهوری 92 نشان داد که مردم ایران مصمم به دفاع از حضور خود در صحنه سیاسی کشورند و صندوق رای را بهترین گزینه برای این حضور میشناسند. در باره فرجام سیاست تحریم باید سخن گفت زیرا ریشه بسیاری از حوادث بعدی، ادامه بی اعتنایی به جنبش مردم، شرط بستن و ابراز امیدواری به پیروزی ارتجاع، تحریمهای ادامه دار، تزلزل و انفعال و همه آنچه ما از دوم خرداد به بعد تا به امروز در اپوزیسیون خارج كشور میبینیم در همین پافشاری اپوزیسیون در نقد نكردن خود منعکس است. اشخاص و سازمانهای تحریمی از انتخابات به عنوان یک "حادثه عظیم" نام میبرند، اما به نقش انفعالی خود و حتی تشویق مردم به خانه نشینی در بوجود آمدن این حادثه عظیم چیزی نمیگویند! شما نمیبینید که در پیام تبریک سازمان اکثریت بمناسبت انتخابات 92 که در نشریه "کار" منتشر شد در نقد رهبری این سازمان از سیاست تحریم انتخابات حتی اشارهای شده باشد. از آن بدخیم تر، سرمقاله نشریه نامه مردم است که همچنان پس از اعلام نتایج انتخابات و انتشار آمار شرکت کنندگان در آن، درتوجیه تحریم این انتخابات دست و پا میزند، و در نقد خود چیزی نمینویسد. درحالیکه هر حزب و سازمان سیاسی جدی، پس از چنین اشتباهی، اعضای رهبری و کادرهای خود را برای تشکیل یک جلسه وسیع دعوت میکند تا بررسی کنند و ببینند کجای کارشان ایراد دارد که پیاپی در این مقاطع مهم اشتباه میکنند و شعار و رهنمود غلط میدهند. کنگره و پلنوم را برای چنین مواقعی در اساسنامهها گنجانده اند و نه برای دیده و بازدیدهای نوبتی و تبلیغاتی. از فردای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری 92 ما تنها از سوی دو تن صداقت در پذیرش اشتباه را شاهد بوده ایم. نخست آقای علی مزروعی که سخنگوی خارج کشور مجاهدین انقلاب اسلامی است و سپس آقای احمد سلامتیان نماینده دوره اول مجلس جمهوری اسلامی که هر دو در مصاحبههای خود در تلویزیون بی بی سی با صراحت گفتند که در ارزیابی خود و اعلام تحریم دچار اشتباه شدند. دیگران، حتی این شهامت را هم نداشتند و به جای آن، رنگ عوض کرده و در همین رسانهها مفسران انتخابات شدند! و از آن فراتر رفته و طلبکار هم شده و انتخابات را نشانه "توهم" مردم که گویا بزودی خاتمه خواهد یافت معرفی کردند. بسیاری از سلطنت طلبها و "چپ"های ظاهرا دو آتشه در این زمره قرار دارند. این عده امید خود را به ارتجاع دوخته اند تا هر چه زودتر به جنبش مردم که اسم آن را "توهم" میگذارند، خاتمه دهد. سیاست کنونی حاکم بر اپوزیسیون خارج از کشور، که در مشی سرنگونی جمهوری اسلامی و یا رژیم ولایت فقیه انعکاس یافته است، به طور متضاد سرنوشت طرفداران مشی سرنگونی را به سرنوشت ارتجاع وابسته کرده است. از همین روست که بقول آقای ف. تابان از رهبران فدائیان اکثریت، پس از انتخابات دوم خرداد: «باید کمی صبر کرد و روزهائی را در نظر داشت که موج امیدواری فرو بنشیند و مردم دریابند که امید بستن به تحولات از درون رژیم و به پیشتازی جناحهای رژیم امید واقعی نبوده است. در آن صورت آن کسانی که در پراکندن این امیدها در میان مردم سهیم بوده اند، در توجیه سیاستهای خود با دشواری بزرگی مواجه خواهند شد.» و حالا از انتخابات دوم خرداد دو دوره 8 ساله ریاست جمهوری خاتمی و احمدی نژاد گذشته است و "در" در خانه ذهن امثال آقای تابان بر همان پاشنه 16 سال پیش میچرخد! گوئی 16 سال حادثه و رویداد و تحول در ایران کافی نبود تا مواضع واقع بینانهای در انتخابات 92 اتخاذ شود. ظاهرا وظیفه اپوزیسیون خارج از کشور این نیست که با تمام نیرو در مبارزه مردم شرکت کند و تمام تلاش خود را بر آن بگذارد تا امیدی که مردم به تحول دارند، به عمل بیشتر تبدیل شده و به تحول واقعی برسد. برعکس باید همچنان در انفعال و انتظار نشست تا "موج امید به انتخابات" فرو بنشیند، ارتجاع غلبه کامل کند. بدیهی است که نه ما و نه هیچکس دیگر نمیتواند با قطع و یقین بگوید که امیدهای امروز مردم کشور ما در این مرحله معین، فردا حتما و تماما تحقق خواهد یافت. شاید حق با این آقایان باشد، شاید امیدهای مردم فرو نشیند و یا با شکست نیز مواجه شود؛ اما ما تودهایها تصمیم داریم مانند همیشه تلاش خود را به کار بگیریم، در کنار مردم بمانیم و تمام کوشش را برای هر چه بیشتر تحقق یافتن امیدهای آنان به کار بگیریم و از هر روزنه کوچکی در این عرصه استفاده کنیم. کسانی که امروز کنار نشستن و صبر و انتظار برای شکست امیدهای مردم را موعظه میکنند، فردا میتوانند مدعی ما شوند؟ ما چنین فکر نمیکنیم و این امید آنها را واهی میدانیم! چرا که برای یک حزب و سازمان سیاسی جدی، هرگز و در هیچ کجای جهان، "انفعال"، سیاست قابل دفاعی نبوده و نخواهد بود! دفاع از سیاست غیر قابل دفاع "تحریم" هر چند که اشکال توجیهات مختلف به خود بگیرد، اما اساسا بر یک استدلال مبتنی است. بر اساس این استدلال تحریم انتخابات از سوی تحریم کنندگان از یک سو و شرکت مردم در انتخابات از سوی دیگر یک "محتوای" واحد دارد که در دو شکل متفاوت ظاهر میشود و در نتیجه هیچ ایرادی به آن وارد نیست! این حرفهای امروز قبیله تحریمیها نیست. پس از انتخابات دوم خرداد 1376 هم آنها بر همین طبل کوبیدند که اکنون شروع به کوبیدن آن کرده اند. مثلا آقای فریدون احمدی سردبیر وقت نشریه "كار" در زمان تحریم انتخابات دوم خرداد و در غلتیده به سمت شهریار آهی و رضا پهلوی این توجیه را چنین بیان کرد: «در بررسی رویداد دوم خرداد آن چه که خطای اصلی اپوزیسیون را تشکیل میداد و هنوز هم تشکیل میدهد، ندیدن میلیونها مردمی است که تحول و دگرگونی میخواهند. با تاکید بگویم، مواضع اپوزیسیون در نفی انتخابات و عدم شرکت در آن کاملا درست بود.» چرا؟ زیر به زعم ایشان: «نفی اراده والی و والیان فقاهت درست همان مضمون و محتوائی بود که نیروهای اپوزیسیون آن را به شکل نفی انتخابات دست پخت شورای نگهبان ابراز داشتند.» تعجب کنیم که مضمون سرمقاله نشریه نامه مردم، پس از انتخابات 92 نیز همین بود؟ تعجب کنیم اگر با دو چرخش دیگر، این نشریه نیز به همان پهلوئی بچرخد که فریدون احمدی و جمشید طاهری پور (رهبران سابق و کنونی سازمان اکثریت) چرخیده اند؟ اضافه کنید بر این طیف مصطفی مدنی، از "اتحاد فدائیان"، علی کشتگر و نشریه "میهن"، سخنرانی تحریم انتخابات 92 آقای فرهاد فرجاد از رهبران حزب دمکراتیک مردم ایران در برلین را (که در همین شماره راه توده میخوانید) و همچنین پرچم برافراشته آقای بابک امیرخسروی بنیانگذار حزب دمکراتیک مردم ایران برای تحریم انتخابات 92 را و... ما این نکات را از قبیله تحریمیها یاد آوری کردیم، با این امید که فراموش نكنند چه گفتند و چه کردند و راه توده چه گفت و چه کرد. باید سخنان آقایان را به یادشان آورد تا بدانند در آینده نیز هر آنچه را بگویند فراموش نخواهد شد. بنابراین به خود زحمت داده به درک و شناخت بیشتر انقلاب 57، حاکمیت چند لایه جمهوری اسلامی و جنبش تحول خواهی در ایران همت بگمارند. |
راه توده 412 30 خرداد ماه 1392