سرمقاله 739 بدون سمت گیری سوسیالیستی غلبه بر بحران در ایران ممکن نیست! |
حزب توده ایران از دههها پیش و از زمان تاسیس خود بر ضرورت یک تحول سوسیالیستی برای پیشرفت اقتصادی و برابری اجتماعی در جامعه ایران پافشاری می کند. انقلاب اطلاعاتی و تحولات در تکنولوژی و فن آوریها در چند دهه اخیر، از یکسو، و ورود تمدنهای قدیمی سرمایه داری به فاز نزولی، از سوی دیگر، شرایط را برای برآمد یک تمدن نوین سوسیالیستی و تحقق برنامه حزب توده ایران نه تنها فراهم کرده بلکه آن را به یک ضرورت تبدیل کرده است. البته زمانی که ما از فاز نزولی تمدن سرمایه داری سخن می گوییم برخلاف تاریخنگاران ایدآلیست، آن را به معنای بازگشت به مراحل پیشین و تکرار مکرر تاریخ نمی بینیم، بلکه آن را به معنای ورود به مرحلهای عالی تر و بالاتر در نظر می گیریم، مرحلهای که این بار برای همیشه به رشد ناموزون و صعود و نزول تمدنها خاتمه خواهد داد. سرمایه داری اما درست عکس این جهت حرکت تاریخ عمل می کند. در حالیکه انقلاب اطلاعاتی و دانش و فن آوریهای نوین با کاهش چشمگیر ساعت کار لازم برای تولید کالاها شرایط را برای فراوانی و ارزان و در نهایت رایگان شدن مهمترین کالاها و خدمات مورد نیاز مردم فراهم می کند؛ سرمایه داری در الویت دادن به سودآوری هر روز بیشتر جهان را به سمت تورم و کمبود و قحطی می راند. توسعه این فن آوریها همچنین اجازه می دهد که انسانها بخش هرچه کمتری از ساعات زندگی خود را به کار تولیدی و بخش بیشتر آن را به فراغت و فعالیت فرهنگی و اجتماعی و هنری و رسیدگی به فرزندان و غنای بیشتر زندگی فردی خود اختصاص دهند. ولی سرمایه داری برخلاف جهت حرکت تاریخ و پیشرفت دانش و فن آوری روزبروز آهنگ کار، ساعات کار و سن بازنشستگی را افزایش می دهد، دامنه فعالیت فرهنگی انسان را محدود و محدوتر می کند، انسانها را از امکان بهره مندی از دوران کوتاه زندگی خود محروم می کند، بین خانوادهها و میان خانواده و فرزندان جدایی می افکند و به پدیدههای بزهکاری و افسردگی و خودکشی دامن می زند. اینکه جهان امروز وارد مرحلهای شده است که می توان زمان کار را کاهش داد، به فقر و بیکاری و ناداری و نبود بهداشت و آموزش و پرورش پایان داد و شرایط را برای یک زندگی سعادتمند درون یک جامعه همبسته برای همه مردم بوجود آورد به معنای آن نیست که این امکان برای همه نقاط جهان به یک شکل و یک اندازه و از یک مسیر وجود دارد. در تمدنهای قدیمی سرمایه داری در اروپا و امریکا شرایط مادی و عینی برای تحقق چنین اهدافی نسبتا از همه جا بیشتر وجود دارد. منتهی در این تمدنها شرایط ذهنی ناشی از قدرت طبقه حاکم که به شکل منظم راه هر گونه آلترناتیو و برآمد تمدن نوین سوسیالیستی را بسته است، شرایط را برای تحول دشوار می کند. با اینحال شدت گرفتن بحران سرمایه داری و این واقعیت که بدلیل ایجاد یک تعادل جهانی امکان اینکه قدرتهای قدیمی سرمایه داری بحرانهای خود را به حساب دیگر کشورهای جهان حل کنند روزبروز کاهش پیدا می کند، باید منتظر شکسته شدن دیر یا زود زنجیر سرمایه داری در ضعیف ترین حلقههای تمدنهای قدیمی آن بود. از سوی دیگر، کشورهایی مانند چین که دارای یک نظام مختلط هستند بسرعت در حال فراهم کردن امکان گذار به یک تمدن نوین سوسیالیستی هستند. رهبران چین از زمان "تنگ شیائو پینگ" معتقد شدند که عدالت امری جهانی است. نمی توان ملتی فقیر بود ولی در داخل کشور خود از عدالت و رفاه سخن گفت. سیاستهای سه دهه اخیر چین بر مبنای پایان دادن به این نابرای در امر توسعه و رفاه اختصاص داشت. برنامه ریزی توسعه صنعتی بر مبنای تبدیل کردن بخش دولتی به موتور تحول توانست این کشور را از فقر و توسعه نیافتگی بیرون بکشد، بنحوی که دستمزدها در چین در سالهای اخیر شش برابر شده و تاکید بر حقوق کار مورد توجه قرار گرفته است. گسترش همکاریهای چین با دیگر کشورهای آسیا، افریقا و امریکای لاتین هم به توسعه چین و این کشورها کمک می کند و هم فشار اروپا و امریکا را بر روی آنها کاهش می دهد. بنابراین توسعه چین بنوبه خود شرایط جهانی برای گذار به یک تمدن سوسیالیستی را در چین و خارج از آن فراهم می کند. کشور ما با وجود داشتن ثروت بسیار و زیرساختهای قابل توجه از این حرکت به سمت تولید صنعتی، بهره گیری از ترکیب فن آوریهای مناسب اشتغال زا با فن آوریهای پیشرفته تر راهبردی به قصد افزایش ثروت ملی و رفاه عمومی، بشدت عقب مانده است. دلیل این عقب ماندگی در دو عامل: نخست سمتگیری جمهوری اسلامی علیه اشتغال تولیدی و دوم در الویت قرار دادن سودآوری به زیان رفع نیازهای اجتماعی است. تا زمانی که رهبری جمهوری اسلامی بر ادامه برنامههای نولیبرال سرمایه داری پافشاری می کند هیچ تغییری در این چارچوب ممکن نیست. بنظر ما تنها با پذیرش یک سمتگیری سوسیالیستی است که می توان بر این عقب ماندگی تولیدی کشور غلبه کرد که این مستلزم پذیرش اهمیت و ارزش نیروی کار و نترسیدن از وجود سندیکاها و اتحادیهها و احزاب کارگری از یکسو و پذیرش الویت منافع نیروی کار جامعه بر سودآوری سرمایه است. در چارچوب این سمتگیری لازم است که بر غارت منابع و معادن کشور پایان داده شود؛ خصوصیسازیها متوقف و لغو شود و صنایع خصوصیسازی شده به دولت بازگشت داده شده تا ترتیبی برای اداره ملی آنها با کمک شوراهای کشوری و محلی و کارگران و تعاونیها و سندیکاهای آناناندیشیده شود؛ برنامه جامع آموزش و پروش و بهداشت رایگان و برابر برای همه ساکنان ایران از شهر و روستا تدوین شود؛ مسکن اجتماعی و خدمات عمومی رایگان یا ارزان برای همه شهروندان فراهم شود؛ قوه قضاییه از همه ارکان قدرت غیرانتخابی مستقل شده و زیر نظارت شهروندان قرار گیرد؛ حق فعالیت احزاب سیاسی و نهادهای مدنی و اجتماعی تضمین شود و ... یک سلسله اقدامات دیگر که باید در گفتگوی میان مردم و نهادها و نمایندگان آنها الویت هر یک و نحوه تحقق آن را تعیین کرد. مردم ایران حق زندگی آزاد، خوشبخت و برابر را دارند و حکومت ایران با الویت دادن به سودآوری و منافع سودجویان علیه مردم دربرابر تحقق این حق ایستاده است. ما دچار چنین خوش خیالی نیستیم که حکومت ایران با ماهیت چپاولگرانه و آزادی ستیزانه حاکم بر آن ظرفیت تحقق اهداف فوق و یک تحول سوسیالیستی را دارد. ولی موکول کردن بهروزی و آزادی و سوسیالیسم به رفتن این یا آن حکومت یعنی ایجاد بن بست و پذیرش تداوم وضع موجود. بنابراین باید در چارچوب همین وضع برای تغییر سمتگیریها کوشید و عناصر مثبتی را که در جهت گسترش امکان مبارزه برای تحقق این اهداف قرار دارند بتدریج غلبه داد و این خود مستلزم داشتن چشماندازی از تغییرات و هدفهای مورد نظر است. انحطاط سرمایه داری در جهان و بحران سرمایه داری حکومتی در ایران شرایط را برای تغییر سمتگیریهای بنیادین روزبروز بیشتر فراهم و به ناگزیری تبدیل می کند. برای ممکن شدن این تغییر پرچم سوسیالیسم و آزادی را در ایران باید بالا برد واگرنه آنها که پرچم بازگشت به گذشته رویایی را بالا بردهاند آینده تیره و تارتر ایران را رقم خواهند زند.
تلگرام راه توده:
|
راه توده شماره 739 - اول خرداد 1399