در انتظار ماه های تب آلوده در ایران
|
بحث درباره دلایل و پیامدهای انتخابات ریاست جمهوری به ویژه میان شکست
خوردگان صحنه انتخابات، چه طیف راست داخل کشور و چه تحریم کنندگان خارج
کشور همچنان ادامه دارد. طیف راست تا همین دیروز همچنان به دنبال کشف تخلف
و تقلب بود. برخی از اپوزیسیون 16 میلیونی سخن
میگفتند. برخی آرای رئیسی را 30 میلیون اعلام
میکردند. برخی از هم اکنون تخریب و کارشکنی را با وجود آنکه
میدانند موجب نفرت مردم
میشود آغاز کردهاند. این در حالیست که آشکارا انتخابات به بن بست کامل
جناح راست و نماد عدم مشروعیت آن تبدیل شده است. جناحی که تا امروز امید
خود را به پیروزی بر مبنای چاپلوسی شورای نگهبان، حمایت سپاه و نهادهای
قدرت و تقلب استوار کرده بود. ادعای آرای 30 میلیونی یا اپوزیسیون 16
میلیونی برای سرپوش گذاشتن بر این عدم مشروعیتی است که جناح راست حکومتی در
نتیجه این انتخابات به آن دچار شده است. در این شرایط طیفهای معتدل تر
جناح راست آنان اکنون احساس
میکنند که راه دشوار یافتن زبان مشترک، سخن گفتن با مردم و توجه بدانان و
خواستهای آنان را باید بیاموزند تا بتوانند در انتخابات – و نه انتصابات-
موفق شوند.
در طیف تحریم کنندگان خارج کشور نیز بحثها و نقدها و توجیهات ادامه دارد.
شکل ناسزا گونهای که این بحثها خطاب به 42 میلیون ایرانی شرکت کننده در
انتخابات است که به گفته روحانی توطئه کردند و رای 4 میلیون را در حوزه ها
نگرفتند که اگر گرفته بودند رقم شرکت کنندگان رسمی درانتخابات 46 میلیون
بود.
این طیف تا آنجا پیش رفته که برخی از تبدیل شدن "اپوزیسیون" از اپوزیسیون
دولت به اپوزیسیون مردم سخن می گویند. در واقع تحریم کنندگان انتخابات
مانند شکست خوردگان راست داخل کشور مشکل بیتوجهی به خواستهای مردم را
دارند. برای تحریم کنندگان نیز خود و خواستهای خود اهمیت دارد. اینکه مردم
در چه وضعی هستند یا نیستند، برای چه در انتخابات شرکت
میکنند یا
نمیکنند، به چه چیز امیدوارند و از چه چیز نگرانند کمترین اهمیتی ندارد.
تنها چیزی که برای تحریم کنندگان اهمیت دارد خودشان و خواستهای خودشان
است. آنها
میگویند "ما" هم باید در انتخابات نماینده خود را داشته باشیم، در
غیراینصورت هرکه
میخواهد انتخاب شود و مردم به هر که
میخواهند رای بدهند یا ندهند. البته اپوزیسیون تحریم کننده انتخابات خود
هفتاد و دو ملتی است که هیچیک دیگری را قبول ندارد. یعنی کار با یک نماینده
حل
نمیشود و هر کدام نماینده خود را
میخواهد.
همه اینها جلوهای از مشکل بزرگتر اپوزیسیون خارج کشور است که آن هم سرنوشت
شدن با راست حکومتی است. هر جا راست شکست بخورد آنها هم شکست خورده و
عزادارند. هر جا که راست برنده
میشود آنها هم خود را برنده احساس
میکنند و سینه برای شرکت کنندگان در انتخابات سپر
میکنند و به آنها طعنه
میزنند.
امروز تحریم کنندگان انتخابات
میدانند نه تنها نزد مردم بلکه میان روشنفکران نیز دیگر مقبولیتی ندارند.
آنان با تصوری که از شکست اصلاحات و تحولات و قدرقدرتی راست حکومتی دارند
به خیال خود دنبال راه ساده افتادند. تصور کردند ترفندها و روشها و قدرت
راست در انتخابات نقش تعیین کننده خواهد داشت. مردم در انتخابات شرکت
نمیکنند و رئیسی پیروز
میشود. بدینسان رژیم از مشروعیت
میافتد. تحریم کنندگان
میخواستند مشروعیت رژیم را زیر سوال ببرند ولی اکنون مشروعیت خودشان زیر
سوال رفته است. در این شرایط اینها از "ما" سخن می گویند. "ما" یعنی
"اپوزیسیون سکولار و دموکرات" خارج کشور که باید در سرنوشت مخالفان اصلاحات
در خارج کشور و در عدم مشروعیت تحریم کنندگان انتخابات شریک شود.
بنابراین باید منتظر ماند که طیف اپوزیسیون تحریم کننده نیز مانند راست
داخل کشور دچار تجزیه شود. افراطی ترین بخش تحریم کنندگان اپوزیسیون مانند
افراطی ترین بخش جناح راست داخلی که آینده سیاسی خود را به تمامی با شکست
اصلاحات و جنبش مردم گره زدهاند همچنان در فرار به جلو در سیاست ضداصلاحات
و ضدروحانی ادامه خواهند داد و خواهند کوشید بقیه جناح راست در داخل و یا
اپوزیسیون در خارج را بدنبال خود بکشانند. چنانکه همین امروز نسبت به تلاش
اصلاح طلبان برای "حفر خندق" در جناح راست سخن می گویند یعنی جداشدن طیف
معتدل از افراطیون راستگرا. برعکس طیفهای معتدل تر راست در داخل،
اپوزیسیون خارج
نمیخواهد در این عدم مشروعیتی که طیف راست افراطی داخلی و تحریم کنندگان
خارجی گرفتار آن شدهاند شریک شود. آنها از این جهت خواهند کوشید حساب خود
را از آنان جدا کنند. ماههای آینده، ماههای تلاش تب آلودی است که دو طیف
راست افراطی داخلی و تحریم کنندگان خارجی برای کشاندن بقیه راست در داخل و
اپوزیسیون در خارج بدنبال خود پی خواهند گرفت!
تلگرام راه توده :
https://telegram.me/rahetudeh
|
شماره 601 راه توده - 18 خرداد 1396